کاش از اول نبودی
کاش از اول نبودی دلم برات تنگ نمیشد اون نگاه من به اون نگاه تو بند نمیشد کاش از اول نبودی چشام به چشمت نمیخورد..!اگه عاشقت نبودم این دل اینطور نمیمرد عشق پاکت رو سوزوندم دیگه عشقت مال من نیست گول حرفاتم که خـوردم با دروغاتم قشنگـــــــــی
کاش از اول نبودی دلم برات تنگ نمیشد
اون نگاه من به اون نگاه تو بند نمیشد
کاش از اول نبودی چشام به چشمت
نمیخورد..!
اگه عاشقت نبودم این دل اینطور نمیمرد
عشق پاکت رو سوزوندم
دیگه عشقت مال من نیست
گول حرفاتم که خـوردم
با دروغاتم قشنگـــــــــی
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت1:5توسط shadi | | ناجوانمرد چه زیبا گفتم دوستت دارم!چه صادقانه پذیرفتی!...چه فریبنده اغوشم برایت باز شد!..چه ابلهانه با تو خوش بودم!..چه کودکانه همه چیزم شدی!...چه زود به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی!...چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم!...چه حقیرانه واژه ی غریبه خدافظ را به من دادی!...چه بیرحمانه من سوختم!... +نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت1:28توسط shadi | | باروون هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا، مهربانی خاک، جلوه رنگ و ... هرآنچه از زیبایی تصور نمایی... اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام. من ناظری بیش نیستم؛ چرا که ... جای تو خالیست. من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم. من تماشاچی بیش نیستم... +نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت19:43توسط shadi | | تو... تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند! +نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت14:41توسط shadi | | منو نمیبینه نه بعضی راه گلویم را گرفته بود نه دلم شکسته بودنه حتی قطره ای اشک در چشمم حـلقـه زده بــود هرگز به زانو در نیامدم که به پایش بیفتم هر چند او رو به رویم نشسته بود بی آنکه مرا ببیند فـقط نگاهـش از من عبور میکرد +نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت22:7توسط shadi | | منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم +نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
ناجوانمرد
چه زیبا گفتم دوستت دارم!چه صادقانه پذیرفتی!...
چه فریبنده اغوشم برایت باز شد!..
چه ابلهانه با تو خوش بودم!..
چه کودکانه همه چیزم شدی!...
چه زود به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی!...
چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم!...
چه حقیرانه واژه ی غریبه خدافظ را به من دادی!...
چه بیرحمانه من سوختم!...
+نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت1:28توسط shadi | | باروون هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا، مهربانی خاک، جلوه رنگ و ... هرآنچه از زیبایی تصور نمایی... اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام. من ناظری بیش نیستم؛ چرا که ... جای تو خالیست. من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم. من تماشاچی بیش نیستم... +نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت19:43توسط shadi | | تو... تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند! +نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت14:41توسط shadi | | منو نمیبینه نه بعضی راه گلویم را گرفته بود نه دلم شکسته بودنه حتی قطره ای اشک در چشمم حـلقـه زده بــود هرگز به زانو در نیامدم که به پایش بیفتم هر چند او رو به رویم نشسته بود بی آنکه مرا ببیند فـقط نگاهـش از من عبور میکرد +نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت22:7توسط shadi | | منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم +نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
باروون
هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا، مهربانی خاک، جلوه رنگ و ... هرآنچه از زیبایی تصور نمایی... اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام. من ناظری بیش نیستم؛ چرا که ... جای تو خالیست. من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم. من تماشاچی بیش نیستم...
هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک، محیطی به غایت زنده و پویا،
مهربانی خاک، جلوه رنگ و ...
هرآنچه از زیبایی تصور نمایی...
اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است
که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام.
من ناظری بیش نیستم؛
چرا که ...
جای تو خالیست.
من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم.
من تماشاچی بیش نیستم...
+نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت19:43توسط shadi | | تو... تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند! +نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت14:41توسط shadi | | منو نمیبینه نه بعضی راه گلویم را گرفته بود نه دلم شکسته بودنه حتی قطره ای اشک در چشمم حـلقـه زده بــود هرگز به زانو در نیامدم که به پایش بیفتم هر چند او رو به رویم نشسته بود بی آنکه مرا ببیند فـقط نگاهـش از من عبور میکرد +نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت22:7توسط shadi | | منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم +نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
تو...
تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند!
تمام هستی ام را برگی کن!
بر درختی بیاویز!
خودت باد شو!
بر من بوز!
به زمینم بیانداز!
خدا که شدی و از من گذر کردی ...
خیالم راحت می شود
جای پای تو، مرا
و همه هستی مرا
+نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت14:41توسط shadi | | منو نمیبینه نه بعضی راه گلویم را گرفته بود نه دلم شکسته بودنه حتی قطره ای اشک در چشمم حـلقـه زده بــود هرگز به زانو در نیامدم که به پایش بیفتم هر چند او رو به رویم نشسته بود بی آنکه مرا ببیند فـقط نگاهـش از من عبور میکرد +نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت22:7توسط shadi | | منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم +نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
منو نمیبینه
نه بعضی راه گلویم را گرفته بود نه دلم شکسته بودنه حتی قطره ای اشک در چشمم حـلقـه زده بــود هرگز به زانو در نیامدم که به پایش بیفتم هر چند او رو به رویم نشسته بود بی آنکه مرا ببیند فـقط نگاهـش از من عبور میکرد
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت22:7توسط shadi | | منو ببخش منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم +نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
منو ببخش
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
+نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت12:41توسط shadi | | من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . . +نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم . من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقيم محزونم ! و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم . من صبورم اما . . . بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم . من صبورم اما . . .
به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم
يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم .
من صبورم اما . . .
چقدر با همه ی عاشقيم محزونم !
و به ياد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل يک شبنم افتاده ز غم مغمومم .
بی دليل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دليل از همه ی تيرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ، از شب متروک دلم دور کند. . . می ترسم .
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت22:55توسط shadi | | ای یار من از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل +نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
ای یار من
از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه توی دفتر ثبت دلتنگی ها میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه میخام دیگه بس کنم اما انگار خود دل میگه بگو بیشتر از غم من بگو بگو برای همگان تا بدانند دل تنهاترین است و این تنهاترین بهترین است و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند روزیست که من دیگه نیستم و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل
از این دله تنگ هر چه بگی بازم کمه
توی دفتر ثبت دلتنگی ها
میخوام جملتو تموم کنم اما نمیشه
میخام دیگه بس کنم اما انگار
خود دل میگه بگو
بیشتر از غم من بگو
بگو برای همگان تا بدانند
دل تنهاترین است
و این تنهاترین بهترین است
و روزی که دفتر ثبت دلتنگی ها را دیگران ببینند
روزیست که من دیگه نیستم
و شاید این نوش دارویی باشد پس از مرگ دل
+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت22:8توسط shadi | |
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اندمثل آسمانی که امشب می بارد....و اینک بارانبر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیندو چشمانم را نوازش می دهدتا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
Home Email Night Skin
کامران و هومن با فاطمه جوونم کامران و هومن با حسین عزیز کامران و هومن با فاطمه جونم دررنا جونم با کامران و هومن و تهی برادران جادویی=کامران و هومن جونم{rebecca o maeedeh} کامرانو هومن با افسانه جونم کامران و هومن با صبا جونم کامران و هومن با ایدا جونم کامران و هومن با کیمیا جونم کامران و هومن با شمیم جونم کامران و هومن با نیلوفر جونم کامران و هومن با فندق و روبینا جونم کامران و هومن با زهرا جونم کامران و هومن با یاسی جونم کامران و هومن با سنیوریتا و ندا جونم کامران و هومن با عسل و شقایق جونم کامران و هومن با پرستو جونم کامران و هومنننننن با ستایش جونم کامران و هومن با کیانا و نگار جونم کامران و هومن با سعید عزیزز کامران و هومن با ملیکا جونم کامران و هومننننننننن با نازلی جونم کامران و هومن با ساناز جونم کامران و هومن با نیلوفر جونم کامران و هومنننننننن با ستاره جونم کامران و هومن با الههههههههه جونم وبلاگ عشق و زندگی{shayan} دنیای سنگی عاشق تنها{arash} پرواز عشق {vania&arsham} تنها و بی کس{tanha} دختر کش{kami joon} ارزو{ava} عاشقانه{raz} مرگ تدریجی یک رویا{mohammad} اخرین راه{hamed} خودم تنها,تنها دلم{ali} بید مجنون{aref} پسرک تنها نفس بریده{baran zadeh} انتظار در غربت تنها ترین عاشق عاشقم من{sara} عکسستان خنده بازار{mohammad} وقت اضافه{mehrdad} نیلوفر{mostafa} دل عاشق{ladan} دلتنگیمان صدای سخن عشق{omid} چه سخته انتظار{mohammad} صدای سکوت{fatimaa} همیشه در انتظارتم{saeed} دلم تنگ میشه برات{mosafer} پرنیان غممممم منو این همه تنهایی{ye dokhtare tanha} مانیای باران ترانه های عاشقانه{saeede} نامه هایی به فرشته ی نگهبانم{faribaa} اخرین عشق من{sima} ماجراها ي کابلي شَنبَه و هينگامَه !!!!!!!!!!!!!!! دختری تنها{tanha} شعرهای یک دختر تنها{dokhtare tanha} فکر نکنی بی کسم{bahar} میزرگرد دخترپسرا{darya&naghme} پس و پیش{elahe} بازمانده{nazi} رز زرد{sahar} زیر تیغ هم میشه لبخند زد{fani} دهکده نیلوفر های ابی{ali kia} تنهای من ای کاش عشق را زبان سخن بووووود{bahar o shahin} وبلاگ ارزو ها اهنگ بی کلام{hiva} افتاب ایروونی استقلالی{mehraan} عاشق همیشه تنها{shahin} غم تنهایی{peyvaand} رفیق تنهایی{pegah} دخی عاشق{sogand} شادمهر عقیلیییییی{mehrdad} مرگ من{ayda} زندگی{siavash} انتظار مرگ گل{javad} دل کوچولو{roshanak} ترانه سایه تنهایی{ali} جدیدترین اخبار و عکسها از حسین مخته {ali} عشق اهورایی{pishi maloss} موزیک ایرانی شبگرد{elahe} دست نوشته های ماهی توی تنگ{mahi} بچه مدرسه ای ها{saba} برزخ اما بهشت{sahel} من شب و خورشید{banafshe} فاصله های من تا ...{sarvari} یه جای امن برای درد و دل عسل و شکر{lale} اجازه بی اجازه فصل گستاخی نجوای قلم{aram} مینا و شعر هایش{minaa} دلتنگی های من{samaneh} گل صحرا جک های انگلیسی{added} شب تاریک سیاه سکوت دیگه بس کن{avat} رویای عشق{hooooooomaaaan} حالشو ببر{azad} ارزو های عاشقانه{sina} بی گانه ای بر لب رودخانه دختر ته تغاری{azi} اگه ای روز تو بری تنهام بزاری{hakim} شب نوشته ها{maziar} دختر نیمه شب{sogool} عسل{ali o leyla} رقص مرگ به خاطر تو کوچه شهر دلم{samiraa} marlynpowerup.blogfa فقط تنهایی عشق خاموش دل نوشت روز های خاطره دل نوشته های من شاد زیستن مهم تر از همه چیست {webe gorohi} پاتوق چت ::حرف دل...درد دل:: بی شعله می سوزم عشــــــــق نســــــــــــــــــــــــــــیم پاییزی{ajii yassaman joon} عاشقانه ترین ها{saghar} چت خانه ی انلاین دوردست ها کلبه تنهایی من{sara} تنها سرای من عاشقانه باران سعید اشک قلم{samie} حسین در هند صورتی نوشته های علی مرتضی و زندانش ستاره ی نیلی قالب هاي JAY-Rch __به__نام__لاو من و تو=ما دلشکسته هرگز نمیشه فراموشت کرد{negar} وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی{pegah} ناصر و نفس های بی هدف عشقولانه باغ دوست چشمان منتظر موسوی ღღYOU ARE MY LOVEღღ ღღدو تا عاشــــــق دیونهღღآتنا و بهزادღღ لحظه ای برای با هم بودن{peyvand} پسرک عاشق شیما و هر چی عشقه TANDISE NEFRAT * بدو بیا تو * آبي آسماني *»»*Mosi_GaVcHerOuOn*««* روزگارم مرد با تمام خاطراتش دختر اسمونی{baran} ☆ஜ♥*•.o.فصــل بیداری.☆ஜ♥*•.o عکس و فیلم عاشق کردن شخص مورد نظرتان راز شب بارانی ( انیتا ) دریای بیکران نیلوفر یکـــرنــــــگ...میثم رویای بارانی دوستانه "عشقولانه ها برای موبایل " دختری از جنس باران چشمان خیس دل نوشته های یک عاشق{fatemeh} *(`'·.¸* وبلاگی پر از داستان ها و عکس های عاشقانه *¸.· '´)* (کاش می دونستی دوست دارم.•).•** دختر تهروونی پسرک مسافر خسته تنفس عشق night-bax عاشقانه های علی عاشق شیدا نگار دریا ترانه یخی رنگین نما Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin